تبليغاتX
یه بغل رز عاشق

دردهای I از برای عشق U

Ðe$igNER
ÐαЯKLADY

..::*::..به نام خدا..::*::..


امروز همه ی زمینی ها خوشحالند چون تو همچین روزی گل بی نظیر و فرشته ای آسمونی پا به جمعشون گذاشته و چشماشو باز کرده تا به زمینی ها، عشقو محبت و مهربونی و صداقت و پاکی رو معنی کنه
نمی تونم تو رو توصیف کنم چون توصیف کردنی نیستی، تو رو باید حس کرد، تو رو باید پرستید؛ هر چی بگم کم گفتم...

برای تو که اولین حکایت بی انتهای عشقم هستی مینویسم که دوستت دارم و 23 شاخه گل رز سرخ را در سبدی آکنده از صفا به همراه قلب مملو از عشقم تقدیم تو میکنم و23 کبوتر سفید را در آسمان عاشقان رها میکنم تا همگی 31خرداد زادروز سبزت را به تو تبریک گویند

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

وجود پاکت اومد تو جمع و خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخک

می گن کهنه نمیشه، تولدت مبارک

یه کیک خیلی خوشرنگ با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو، یکی از طرف من

الهی که هزار سال همین جشن رو بگیریم

به خاطر وجودت به افتخار بودن

تو این روز پر از مهر تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

تا تو هستی و چشمات بهونه اس واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زنده اس

واسه تولد تو باید دنیا رو آورد

ستاره ریخت رو سرت تو رو تا آسمون برد

بازم شادی و بوسه، گلای سرخ و میخ

 می گن کهنه نمیشه، تولدت مبارک


+تاريخ یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 0:28 نويسنده بنفشه ی عاشق |

+تاريخ چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 18:36 نويسنده بنفشه ی عاشق |

دل من ميل تو دارد,چه بجوئي چه نجوئي
ديده ام جاي تو باشد , چه بماني چه نماني

من که بيمار تو هستم, چه بپرسي ,چه نپرسي
جان به راه تو سپارم , چه نداني چه بداني

مي تواني به همه عمر دلم را بفريبي , ور بکوشي ز دل من بگريزي , نتواني
دل من سوي تو آيد , بزني يا بپذيري

بوسه ات جان بفزايد , بدهي يا بستاني
جاني از بهر تو دارم , چه بخواهي چه نخواهي
شعرم آهنگ تو دارد چه بخواني چه نخواني

 


سلام

 بازم من و حرفای این دل وامونده م که هر چی تو اوج جوونیم میکشم از اونه

چیکار کنم من شما بگین ؟!!!!

تقصیره منه عاشق شدم عاشق کسی که هر چی دارم به پاش ریختم ؟!!!

مهر و محبت،صبوری و دوست داشتن و مهمتر از همه عشق--> دارو نداره من اینه 

مسعودم من که تا حالا چیزی به روت نیاوردم ،اوردم ؟

تا حالا چیزی ازت پرسیده بودم؟

نـــــــــــــدا کابوسه شبهای منه همش میبینمش داره جفتمونو نفرین میکنه

میدونم کابوس به خاطر فکرو خیاله

اما من که نمیدونستم اون دروغ میگه نمیدونستم با دروغ میخواد بهت برسه

حالا میدونم میفهمم چقدر سختی کشیدی

من به دوست داشتنه تو شک ندارم اما به این که میمونی یا نه شک دارم

به اینکه بازم تقدیر دسته منو از دسته دوست داشتنیهام جدا نمیکنه شک دارم

خــــــــــــــــــــــــــــدا اگه میتونستم همین الان فریاد میزدم اسمتو تا یه ذره هم به من توجه کنی

بفهمی منو خدا،

 من مسعودُ میخوام با خوشبختی،

یعنی اینقدر بی لیاقتم که نمیتونی دوتا از بهتریناتو بهم بدی ؟

خب اگه اینطوره منو ببـــــــــــــر پیش خودت من نمیخوام به یکی دیگه خیانت کنم

نمیـــــــــــــــــــخوام

نمیخوام وقتی دسته بچه م تو دستمه چشمم دنبال شوهر مردم باشه نمیخوام به کسی که واسه زندگیش منو انتخاب کرده خیانت کنم

من انتخابمو کردم و میخوامش اگه فکر میکنی اونطور که باید عاشقش نیستم خب خودت عشقشو زیاد کن

هزار بار هزار جا ازت خواستم عشقمونو زیاد کنی

هزار بار هزارجا خواستم مهر اونو به دل من وخونواده م

مهر منو به دل اونو خونواده ش زیاد کنی

چرا باید جوری باشه که وقتی اون میگه میخوام عید امسال ماله هم بشیم

من دلم بلرزه بگم نه ؟چرا باید اون بغض کنه بگه دوست دارم زود همه بفهمن تو ماله منی من بگم نه؟که بعدشم اون برگرده بگه تو منو دوست نداری که این حرفو میزنی

تو منو نمیخوای داری بازیم میدی؟

خـــــــــــــــــدایا اینا رو به کی بگم ؟چطور بگم؟

منو دریاب خدا جون دریاب

میدونم مهربونترینی میدونم باصفاترینی میدونم همه جوره به همه کمک میکنی

منتهی این بنده ی دل نازکه ساده دلت عجوله

این بنده ت همه ی چیزای خوبُ زود زود میخواد کمکش کن که بفهمه تو هم ترکش نکردی

کــــــــــــــــمـــــــــــــکــــــــــــــــش کــــــــــــــــــــــن

خدایا کاری کن اگه از دست من دلش رنجیده خوب بشه

کاری کن از من فقط مهرو محبت تو دلش باشه

خدایا به اونم کمک کن

کمک کن دندونش زوده زود خوب بشه

کمک کن بتونه امتحاناشو خوبه خوب پاس کنه

کمک کن بتونه یه کاره خوب (حقوقش مهم نیست بخور و نمیر)گیرش بیاد

کمک کن به همه ی ارزوهاش برسه

خب دیگه دردا خیلی شد

شکرت به خاطر این که با منه

شکرت به خاطر این که دوستم داره

شکرت به خاطر این که مامان و بابام و مسعودم سالمن

شکرت به خاطر این که الان دست کشیدی رو سرم و ارومم کردی

شکرت به خاطر این که خیلی ماهی

خدایا وصال را نزدیک گردان

اگه به هر دلیلی نخواستی به اون برسم

وصال به خودتو نزدیک گردان

دوستت دارم خدای خوشکلم اول تو بعد مسعودم بعدبابا و مامان

بییییییکی تو رو هم دوست دارم هم تو هم همه ی برو بکسُ(یو ۳ فی ها هم جزئشون هستن)

 


پ.ن:سال نو پیشاپیش مبارک

واستون ارزوی بهترینا رو میکنم

سر سفره دعا میکنین منو یادتون نره هااااااااااااااا


بای تا های

+تاريخ چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 21:3 نويسنده بنفشه ی عاشق |

سلــــــــام

من اومدم

بازم با همون روحیات

خیلی وبمو دوست دارم پس از دستش نمیدم

باید مقاوم باشم،صبور باشم،اگه قرار باشه با کوچکترین ناراحتی دوستداشتنی هامو بزارم کنار اخرش من میمونم و همون ناراحتی هام

پس نمیرم و میمونم

مشتاق دوستی با شمام پس اگه به وب درویشی من اومدی نظر یادت نره خوبه من

راستی اگه کسی با من دوست میشه دلمم با دلش دوست میشه

دوستها درداشونو بهم میگن

من به تو دردامو میگم تو به من

دلامونم درد دلاشونو به هم دیگه.

وای که چه قدر خوشحالم.

تا اپ بعدی طبق معمول

"بـــــــــــای تــــــــــا هـــــــــای"

پ.ن:یا به اندازه تلاشتون ارزو کنید یا به اندازه ی ارزوهاتون تلاش کنید.

"شکسپیر"

+تاريخ پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 19:58 نويسنده بنفشه ی عاشق |

سلام

این اپ اخرم طولانیه حوصله ندارید نخونیدش

 

اپ تولدم  اپه دردودلمه  اپه گلایمه اپییه که میخوام هرچی تو دلمه بریزمش بیرون  تا تموم شدن 16 سالگیم و رفتن تو 17 سالگیمو با یه دله خالی شده از درد و گلویی بدون بغض اغاز کنم

اول از خدا شروع میکنیم همیشه اغازو پایانم با خدا بوده  الانم اغازم با خداست و پایانمم با اون:

خدا جون همیشه تو هر شرایطی به یادت بودم خودت میدونی چقدر برام عزیزی هر موقع  باهام قهر کردی دیدی چقدر بیقرار بودم  چقدر داغون بودم

اما امسال پام لغزید قولمو فراموش کردم و مجازاتشم سروکله زدن با یه ادم  بود که هیچ چیزمو باور نداشت و به خاطر خودخواهی خودش و شکستن غرور من اومد و بعد از رسیدن به خواستش  خیلی بیرحمانه رفت

خدا جون چرا گذاشتی برم تو دام هان خدایا مگه من کم گذاشته بودم  نمیگم از بهترین بندهات بودم اما خودت میدونی بدترین بندتم نبودم  خدایا چرا همیشه اونجوری که من میخوام پیش نمیره  خدایا چرا من باید به همه اعتماد کنم اما دیگران نه خدایا چرا جلومو نگرفتی چرا یه کلمه نگفتی نرو اخرش خوب نیست

ولی خداجون ممنون که حالا میدونم 

 

دوم بابام:

بابایی سلام  امروز میخوام از تو هم گله کنم

بابایی چرا منو اینقدر لوس بار اوردی چرا تا اسم یه چیزی اوردم رفتی خریدی چرا نزاشتی بفهمم زندگی سختی هم داره چرا نزاشتی بفهمم همیشه بابامو خوبیهاش با من نیستن چرا هر موقع خوردم زمین اومدی بغلم کردی و جای زخمم رو غرق بوسه چرا نزاشتی خودم بلندشم چرا بعد از اینکه خورم زمین پشتم وایستادی  و دیگه نزاشتی بخورم زمین چرا نزاشتی درک کنم که بزرگ شدم تو هر راهی برم زمین خوردن داره  چرا نزاشتی قوی باربیام بابا کجایی ببینی  که اشناترین فامیلت به دخترت نارو زده دخترت الان زمین خورده نمیتونه بلند شه کی بیاد کمکش کنه بلد نیست چه جوری این راهو برگرده  دخترت حالا درمونده ست هیچی نمیخواد  چرا حالا ازم نمیپرسی که کجاست اون دخترک شیطون من بابا خسته شدم ازبس جلو شما و مامان از علکی شیطونی کردم و به ظاهر از ته دل خندیدم اما تو خلوتم گریه کردم و زجه زدم  بابایی چرا هیچ موقه بهم نگفتی "نه" که حالا با این سن نتونم ازت "نه" بشنوم و اگه بگی "نه" بشکنم  بابا باید بدونی حالا دخترت را به را نه میشنوه اما عین خیالش نیست  بابا دلم پره یا بهتره بگم خونه اما به کی بگم اینارو وقتی یکی از ته دلش بهم  محبت نمیکنه تا سفره ی دلم رو واسش وا کنم که اینقده پر نشم .

 

سوم  خوجله دختر عمه ی گلم:

خوجله جوووووون اول منو ببخش به خاطر هرچی بدی کردم  امسال اما واست تو روی همه وایستادم

امیدوارم جبران بشه

اما خوجله چرا دیگه مثل قدیما نیستی  چرا همون خوجله ای نمیشی که همیشه بودی و من تا به یه مشکلی برمیخوردم  با اون حرف میزدم میدونم ندا خیلی خوبی هاش از من بیشتره  میدونم تو بدترین شرایط پیشت بوده  یا اگه نبوده بهت زنگ زده  اما خوجله تو یهو همه رو گذاشتی یه طرف اونم یه طرف  اصلا از خودت پرسیدی  چرا بهترین دوستات  دیر به دیر بهت سر میزنن یا زنگ  همیشه گلایه کردی ازشون اما یه دفعه خودتو جاشون گذاشتی  خوجله اگه فرصت بدی همه  میتونن خودشونو نشون بدن اما تو فقط به یکی فرصت میدی تازگی ها متوجه شدی خیلی ها رو جلو خیلی ها شکستی فکر نمیکنی همه عین تو غرور دارن  خوجله من همون دختر عمه مو میخوام اون شاید از هیچی سر درنمیاورد یا اسم خواننده های خارجکی رو بلد نبود یا چه میدونم نمیدونست دی جی چیه اما صفا داشت حالا میدونی اینا رو اما صفاتو میون دانسته های قدیمت گم کردی خوجله تو همونطوری قشنگتر بووودی الان تو خلوت دلم تو رو هم اوردم چون واقعا واسم مهمی صدبار تو رویاهام ازت حلالیت طلبیدم تو روت اما روشو ندارم به خاطر تموم قهرایی که خودت میدونی کی پرم میکرد خودت میدونی چیا رو از علکی بهم گفته بود و به خاطر هر کار دیگه ای .خوجله من یه دختر دایی بد اما خداییش واسه هرکاری که واست کردم انتظار جبرانش رو ازت داشتم میدونم محاله اینا رو بخونی اما  بخدا من تو رو واسه خودت دوست دارم نه چیزه دیگه

 

چهارم ندا خانم  عزیزم:

ندا جون اگه بر فرض محال اومدی و اینا رو خوندی  از بالایی ها ناراحت نشو 

ندای عزیزم من قصد دزدیدن کسی رو ازت نداشتم  حالا هم مال خودته من دیگه اصلا بهش فکرم نمیکنم چه برسه به اینکه دوسش داشته باشم  قبلا گفتم اگه تموم سنگها بخوره تو سرم  بهش نمیگم دوستش دارم اما حالا میگم  اگه بمیرم بهش نمیگم دوسش دارم  ندا حالا میفهمم نارو خوردن  یعنی چی شاید ناراحت شی اما خیلی پسته  من فقط 16سالمه اما اون که 22سالشه چرا با من اینکارو کرد تو نمیدونی اما من که میدونم  دارم داغون میشم زیره باره این غصه .

حالا بریم سراغ خودت  همیشه و هرجا خودتو بالاتر از دیگرون دونستی و واست مهم نبود کی از دستت بشکنه و کی  ازت متنفر باشه هر کی به خوجله نزدیک میشد فکرمیکردی قصد ربودن خودخواهتو داره میگم خودخواه چون از نظر من اسم بردن اون گناهه فکر میکنی نمیدونم تا من و خودت و خودخواه با هم بودیم قصد داشتی خودتو بهش نزدیک نشون بدی تا مثلا حرص منو دربیاری  اما نمیدونستی که من میدونم شما همو دوست دارید منم واسه متلک اولین اس ام اس رو بهش دادم اما بحثمون کشیده شد به جاهای باریک  که از نظر من اون مقصره  حالا هم باشه ماله تو

 

پنجم خودخواه :

اگه میدونستی چقدر برام مهم بودی  با من اون کارو نمیکردی بهتره بگم اون 1سالی که نمیدونستی واسم لذتش بیشتر از این دوماه و 15روزی بود که میدونستی  الان که دارم فکر میکنم میبینم 19 خرداد احمقانه ترین روزم بوده تو سال 87  که شروع کردم و حالا هم که 3شهریوره بهترین روزم که تمومش کردم از الان همون مغرورم  نه واسه تو بلکه واسه همه درضمن سوگلیتم پیشکش خوب منو با عزیزم و عزیزکم و گلم و لیلی من خر میکردی اما یادته که همش واسه من دروغهای خوشمل بود دیگه قهرمان قلبم نیستی اما واست ارزوی خوشبختی میکنم

 

ششم  فروزان:

از تو ممنونم و گلایه ای ندارم تو تنها دوستی هستی که بعد از 5سال مثل مار پوست ننداختی  و باهام بودی و واسه من کلاس نمیذاشتی و خودتو ساده نشون میدادی وخاکی  قصد هم نداشتی که واسه منافه ی خودت باهام دوست باشی و نمیدونم چرا اینهمه اصرار داری من برگردم با اینکه نه وب داری نه چیزی اما فروزان من دیگه واسه هیچکس مهم نیستم و نبودنم یکی دو روزی واسه همه مشکله اونم اگه باشه بعدش عادی میشه اما تو تماس اخرت یادته چی گفتی من یادمه عینشو الان برات مینویسم .گفتی:پریسا جووون   گفتم:جانم  گفتی:فکر کنم ...فکرکنم.....اووووووم ...هیچی ولش کن    گفتم:فروزانم  چیزی شده؟    گفتی: بگم دوباره شروع میکنی    خندیدم و گفتم :چی روشروع میکنم؟    گفتی:دوباره هی خودتو میاری پایین و سیل اشکو واسم جاری میکنی   گفتم: تو بگو من یه کاریش میکنم     گفتی:من ..من فکر میکنم یکی تو نت عاشقته  گفتم:جمع کن خودتو اخه کی میاد عاشقه م...   نزاشتی جمله مو تموم کنم و گفتی:دیدی گفتم نگم    گفتم :اره اصلا بابا این که تعجب نداره از هر 100تا کامنتم  102تاش ازم خواستگاری کردن ادرسمم گرفتن فرداش دمه در خونمون بودن منتهی من میخواستم درسمو ادامه بدم و پله های ترقی رو...   بازم نزاشتی حرفمو تموم کنم و گفتی: مسخره میکنی تو ادمی اخه؟    گفتم:نه    گفتی:ولی من ادمم خیلی هم جدی دارم میگم  از نظر من یکی تو نت عاشقت شده ترکش نکن          گفتم: یکی من دارم میگم 102تا که همشون.....    گفتی :قطع میکنما     گفتم:خداحافظت  عزیزم    گفتی:خیلی نامردی   گفتم:باشه ایشا... خداحافظت نباشه خوب شد   گفتی:تقصیره منه  که فکر توام    گفتم: نمیدونم چی شد منم یهو رفتم تو فکر تو میدونی میخوام ایندفعه تغییر ادرس بدم بیان در خونه ی شما     گفتی:خیلی(...)و (...) و(...)و(...)و(...)ی    گفتم:بیتربیت  اینا چیه بارم میکنی چیکار به نه نه  بابام داری به خودم یه چیز بگووووووو    گفتی:به خودت اینارو که گفتم بچسبونم توئه جانماز ابکش  باید به تو بگم درود بر اسرائیل تا جیگرت اتیش بگیره   گفتم:اره وا... ولی نه نه بابای من مگه اینکارن و شروع کردم  مامانمو صدا زدن تو هم از ترس گوشی رو قطع کردی ولی نمیدونستی مامانم خونه نیست .واسه اولین بار وادارت کردم به قطع کردن گوشی  حالا شدیم1000به یک .999تاشم  باشه واسه بعد.

واست ارزوی موفقیت و خوشبختی دارم

 

هفتم حمیرضا و امین و ستایش:

مر30 از همتون واسه اینکه ترکم نکردین با نظراتون بهم رسوندین که دنیا فقط ادمای بد نداره

از حمیدرضا واسه این که تنها اپای اون بود که منو میخندوند و وقتی ازش خواستم اپ کنه واسه خندوندن من یه دونه از زیباترین اپاش رو تقدیم کرد به من یادته وقتی سر در وبم نوشتم دردهای آی از برای عشق یووو گفتی خوش به حالش حالا دیگه باید عوضش کنم بنویسم دردهای آِی از برای سادگی آی میباشد.

از ستایش جوون که منو به خودش نزدیک میدونست و نظرش این بود که با من احساس ارامش میکنه

از امین که هنوزم به من سر میزنه و با تمام وجود میخواست که نرم و حتی میگفت نمیزارم بری و وقتی می اومد میدید نیستم دل کوچیک و قشنگش میگرفت باید بهت بگم حالا دیگه عاشقم نیستم دیگه هیچی ندارم بهتره برم نه؟ولی شاید باورتون نشه هر یه ساعت یه بار نظرامو چک میکنم  شاید اومده باشیدو کامنت گذاشته باشید تنها دلخوشیم همین شده و اینم بدونین روزم به وبتون سر میزنم  البته به غیر از اقا امین که منتظر کامنتاشم ولی اقا امین بدون که پسوورد هدیه م بیقرارته هاااااا اگه قبول کنی بزارم ت کامنت خصوصی های اشکان تا دوباره برگردی دوستای گلم مر30 به یادمین. اقا حمید که سرش به عروسی و خلاصه هرچیزی توش شادیه گرمه  وقتی از مشهد برگشتم اپی ازت دیدم که مخاطبت فروزان بود فکر کنم دفعه ی پیشم واسش یه اپ اختصاص داده بودی خواستم برم فوضولی کنم ببینم چی بهش گفتی اما نرفتم  ولی خیلی بهش حسودیم شد که یه اپ بهش اختصاص دادی  پریسا جونم مطمئنم واسه تولدی که براش گرفتی خیلی ذوق کرده  و اگه به فروزان حسودی کرده حالا دیگه دلیلی نمیبینه که حسودی کنه خلاصه این نشون میده که واسه دیگران ارزش قائلی.مر30 از کارایی که واسه منم کردی و در اخر:

واسه همتون بهترین ها رو میخوام

 

و حالابازم خدا :

خدا جووووووووونم دیدم نامردیه همش گلایه بنویسم

مر30 واسه خیلی چیزا

سلامتی

مامان بابای خوب و سالم

دوستان مهربونی که امسال بهم دادی مثل :سبزه و میری و بییییییکی و ابری و فری و حسن و شیری.

دوستای اینترنتی  خوب مثل:حمیدرضا و امین و ستایش و...

و.......

حالا ازت کمک میخوام که دیگه نزاری بشکننم و غرورم و زیر پا له کنن و دیگه هم نزاری پام بلغزه و کمکم کنی که بتونم بدون کمک در برابر هر مشکلی قوی باشم.

 

حالا دیگه واقعا خداحافظ به قول یه دوست خوب "سبز باشید وبرقرار"

+تاريخ یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 18:37 نويسنده بنفشه ی عاشق |

سلام

اومدم بگم

 

مثل اینکه ادما یه روز به دنیا میان و روزی هم از دنیا میرن

 

مثل اینکه ما یه کاری رو شروع میکنیم و بعد تموم

 

مثل بازی های بچگی که یه روزایی با دوستامون شروعش میکردیم  و اینقدر برامون دوست داشتنی بود که اصلا نمیخواستیم تمومش کنیم  اما به دلایلی مثل خوردن ناهار....مثل اومدن بابا و غیره مجبور بودیم از بازی کردن دست بکشیم 

 

منم امروز باید به خاطر قولم به یه نفر از وبلاگ نویسی دست بکشم  وباید اعتراف کنم مثل همون بازیهای بچگی نمیخوام از دوستای مهربونی  مثل :

حمیدرضای گل که تو هرشرایطی سر زد و پشتم بود وبه همه ی درد دلام گوش دادو دربرابر هرکاری که برام کرد انتظار هیچ  پاداش و جبران محبتی رو نداشت  و منو مثل خواهر خودش دوست داشت و تموم اخلاقهای خوب و بد منو با هم دوست داشت و بااینکه من ازش نخواسته بودم و فقط اسم بعضی از دوستاشو تو نظرام برده بودم از یه سری از دوستاش دست کشید .

 

یا مثل ستایش  خانم که این اواخر باهاش اشنا شدم اما از بس گل بود فکر میکردم از همه بهم نزدیکتره  و از صمیم قلب دوستش داشتم

 

مثل  اقا امین و اشکان خان که اونام به طریقی به همه ی  حرفا و کارام احترام خاصی  گذاشتن و حتی زمانی که به خاطر سوتفاهمی  نتونستیم با هم زیاد ارتباط داشته باشیم  بازم بهم سر میزدن و واسم احترام قائل بودن

  

مثل  ستاره فینگیلی  عزیزم که تو هر شرایط حتی از سرکارش واسم کامنت میذاشت واولین نفری بود که به وبلاگم رونق داد و شروعم با اون بود

 

مثل اقا احسان که حتی وقتی یادم رفته بود تولد دعوتش کنم بزرگواری کرد وقدم رو چشم ما گذاشت و بازم تو تولد شرکت کرد

 

مثل دختری از جنس مرگ که  با من احساس هم دردی میکردو بهم امید میداد

 

مثل  اقا پیام که  به نظرام جواب میداد و بهم یاد داد که با گل و سنبل کارکنم

 

مثل پسرای کله پوک که با اپای قشنگشون منو میخندوندن

 

مثل شوالیه سیاه که هرموقع ازش چیزی خواستم بی بروبرگرد اومده و اظهار لطف کرده

 

مثل اقا محسن که بعد از یه مدت طولانی که از کم محبتی بهشون سر نزده بودم ایشون پیش قدم شدن و به من سر زدن

 

مثل  اقا حسین (تنهای دو عالم)که به من لطف داشتن و با اینکه من اصلا به ایشون نظر ندادم اما با نظراتشون منو خوشحال کردن

 

 مثل  جناب devil   که  با اینکه قلب مهربونی داشت اما همیشه از شکلکه شیطونک استفاده میکرد و با اینکه هیچ پاسخ متقابلی نمیداد ولی با همین شکلک به ادم نشون میداد که قلبش  خیلی مهربونه و جواب محبت ادم رو میداد

 

و مثل تمامی کسانی که تو این مدت منو تنها نذاشتن و با نظراتشون  به من لطف داشتن 

 

جدا بشم اما باید به قولم وفادار بمونم اپای زیباتون رو حتما میخونم اما از دادن نظر محرومم و شرمنده ی روی شما

 

ودراخر باید در جواب اقا حمیدرضا که  پرسید "واقعا دلت میاد؟"  بگم که جوابی واسه این سوال ندارم اما چند تا قطره اشکم رو بهت میدم چون در برابر این سوال  وجودم بهم چندتا قطره اشک داد من که نفهمیدم جوابو ولی گفتم شاید واسه تو این اشکها جواب باشه

 

بازم از لطف همتون ممنونم .

 

<<دوستدار تک تک شما بنفشه ی عاشق>>

+تاريخ یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 1:9 نويسنده بنفشه ی عاشق |

سلام

به من رای بدهید

به اطلاع دوستان گلم میرسونم که من تو نظرسنجی نایت اسکین(عرضه کننده ی بهترین قالبها) شرکت کردم

وبه حمایت شما نیاز دارم .

البته اگه این بنده و وبلاگش رو قابل میدونین به نشانی  زیر مراجعه کنید و به من رای بدهید.

www.night-skin.com/topblog

به این صورت که :شما اول باید برید به نشانی بالا بعد از کادر سمت 

چپ اسم وب من یعنی یه بغل رز عاشق رو انتخاب کنید یعنی تیک دارش کنید و بعدش برید پایین 

اون لیست و روی کلمه ی 

Vote کلیک کنید.

من به یه جمله معروف می اندیشم:

"امید اخرین چیزیست که میمیرد"

 

 


 

 تيرماه1386 مهستي بانوي آواز ايران درگذشت.

خواننده اي كه صدايي ماندگار داشت. صداي زيبا و دلنشين داشت.

باصداي مهستي بزرگ شدم و صدايش يادآور كودكي و جواني من است.

دوستش داشتم. روحش شاد و يادش گرامي

چندتا عکس از مهستی عزیز و مراسم خاکسپاری او:

 

Image

 

 

Image

 

 

Image

 

در اخر خواهش دارم فاتحه ای نثار روح این عزیز گردانید.

 

 

 

+تاريخ یکشنبه 9 تیر1387ساعت 4:25 نويسنده بنفشه ی عاشق |


 ابتدا سلام میکنم خدمت مهمانان گرامی بعد از اون هم خواهش دارم تا اخر این پست رو بخونید:

اشنای  غریب سلام

نمیدونم اومدی تولدتو ببینی یا نه؟

اما من طبق قولم برات تولد گرفتم

اول دوکلام مونده تو دلم رو برات بنویسم تا تو هم حرف دلم رو بدونی

حقیقتش هنوز نمیدونم ناچاری یا دچار.اگر ناچاری که هیچ  .......

اما اگر دچاری به پیروی از ائین سرخ شقایق های وحشی  دشت جنون باید حالت را پرسید

اگه پاسخ دادن به این سوال هم  مثل اس ام اس هات تاخیر داره پس باید همین جا خشک بشم تا بدونم حالت چطوره

حالا بریم سراغ اون دوکلام:

پرچم کمک داور سرنوشت مدتهاست به علامت در افساید ماندن شادیهایم بالاست.

نتیجه  ی سرنوشت من و زمستان با هم به تساوی کشیده شد.درحقیقت بازی به نفع تو تمام شد و سرنوشت ثانیه ای وقت اضافی برای باز پس گرفتن انتقامم از غم تو منظور نکرد.قلب من بیشترین گل را از تو خورد تو دروازه ی  قلبم را با مهارتی عجیب گشودی و ترجیح دادی که دروازه ی سکوتم همچنان بسته بماند.شنیدم که تکل از پشت کارت قرمز دارد نمیدانم ان زمانی که سرنوشت به تنها بخش باقی مانده از ارزوهای من پشت پا زد داورها کجا بودند؟هیچ کس حتی کارت زرد نشانشان نداد چرا هیچ داوری خطاهای سرنوشت را نمیبیند.خودخواه جان سکوت  تو خطای مسلمی ست که پنالتی دارد.بی احساس جان مدتهاست که تو دفاع اخر یا همان عقل مرا به شدت مصدوم کرده ای یاد تو دائم با  ضربه های ازاد درست کنار دروازه های قلبم اتش به جانم  میزند. حقا که دروازه ی خود را بستی و نقطه ضعف  دل رسوای  مرا یافتی .

حالا از فوتبال بیام بیرون بهتره  خواستم از طریق این متن ها حرف دلم رو بهت گفته باشم همه ی اونا عین حقیقته  امایه چیزای دیگه ای هم هست  اون روز برای شرط اشتی واقعا  جوابت رو نمیدونستم و اغاز اس ام اس هم فقط واسه متلک بود اما به بیراهه کشید و وقتی دو روز از قضیه اون تعطیلات گذشت دلم برات تنگ شد اول فکر میکردم به خاطر اینه که حریف خوبی هستی واسه کل کل  و هیچکی تو شهر ما و بین رفیقام مثل تو توووووو کل کل راه انداختن وارد نیستن این احساس رو دارم اما  از جای دیگه بود ...........

میخواستم فراموشت کنم و بهت اس ام اس ندم ولی

به خاطر اینکه یه چیزایی ته دلم مونده بود دوباره بهت اس ام اس دادم  منظورم اون اس ام اس ایه که  اولش ازت خواهش کردم یه کم به خودت فکر کنی که متاسفانه تو هیچی ازش نفهمیدی و من ترجیح دادم سکوت کنم  ولی اگه بفهمیش میشی تنها فرشته ی بدون بال روی زمین...........

و الان هم تو قرنطینه ام چون نمیتونم باهات رو به رو بشم به خاطر همین اون روزی که فیروزه ای پوشیده بودی نخواستم باهات هم کلام بشم  .

.راستش با اولین اس ام اس ای که دادم هیچ احساسی نداشتم اما وقتی اون اس ام اس رو دادی که اول تو بگوووووووو بعد من ته دلم لرزید تا قبلش فکر میکردم همه چی رو روال شوخی میچرخه اما این طور نبود و من ...........  وقتی به خودم اومدم خودمو از خدای خودم فرسنگها دور دیدم چون تا قبل از این با هیچ کس.......... خودتم میدونی که من مثل اون دختر خاله ات  نبودم و نمیشم  منظورم دختر خاله کوچیکته هااااا نمیخوام بگم بده اما چون  میدونم چندتا گندکاریش پیشت لو رفته میگم  .......میدونم هر چی هم بگم  تو به من اعتماد نداری هیچ موقع اون اس ام اس رو یادم نمیره  .........من با صداقت بهت گفتم و تو به خاطر صداقتم نوشتی دیگه باهات حرف نمیزنم اگه یه کم فکر میکردی میفهمیدی که میتونستم اصلا اسم اون اشغال رو نیارم همیشه با عجله تصمیم میگیری.....   .  خوب دیگه باید خداحافظی کرد .اگه  حرف یا نظری داشتی قسمت نظرات  در خدمت توئه .اینم بگم تو اولین کسی  هستی که تونستی راه ورود به قلبمو...............

 

بی خیال  تولدت زیاد زیاد مبارک.......

 

ارزومند ارزوهای سبزت .<<بنفشه ی عاشق>>

 

حالا تولد شروع میشه :

اول کیک و تزییات اتاق تولد:

 

 

 

 

 

Happy Birthday

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوم تبریکات:خواهشا کسانی که به تولد دعوت شدن  این تولد رو به دوست من تبریک بگن  بعدا جبران میکنم

 

 

سوم  کادو :هر کس کادویی داره (شعر یا متنی یا مطلبی و یا هرچیز دیگه ای )بزاره تو قسمت نظرات تا من هم در جوابش بهش یه کادو در همون زمینه بدم.

و در اخر از کسانی که دعوت من را پذیرفتندو تو تولد شرکت کردند که باید بگم از بهترین دوستان من هستند کمال تشکر را دارم.

 

"یکی بود یکی نبود وقتی این یکی بود  اون یکی نبود ، وقتی اون یکی بود این یکی نبود ، مهم نیست کی بود و کی نبود ولی حیف که هیچ وقت این یکی با اون یکی نبود "

 

+تاريخ چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 1:34 نويسنده بنفشه ی عاشق |

سلام 

بالاخره بعد از یک ماه اپیدم

بعد از این اپ دیگه تا یک ماه نمیامLLL چون امتحانام شروع میشه رزهای عاشق من که نمیام شماها بنفشه ی عاشق رو تنها نزارین و نظر بدین J

JJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJ

تصویر عاشقانه

 

"گر ز  آزردن من هست غرض مردن من

                                           مردم آزار مکش از پی آزردن من"

 

تصویر عاشقانه

 

 

هر رفیق راهی با من، دو سه روزی هم سفر بود

ادعای هر رفاقت، واسه من چه زودگذر بود

هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد

عشق اون باعث زجر همه ی دقایقم شد

اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید

همه ی هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید

چه اثر از این صداقت، چه ثمر از این نجابت

وقتی قدر سر سوزن به وفا نکردیم عادت...

        Heart Smile           For You              

 

 

+تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 15:12 نويسنده بنفشه ی عاشق |